skip to main
|
skip to sidebar
درخت
بدون شرح
یکشنبه، آبان ۲۴
جالبه ها ...
بعضی ها بعد از این که یه کاره اشتباهی میکنن خودشون میفهمن
اما بعضی ها اینم نمی فهمن.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
من
Qazal
مشاهده نمایه کامل من
مرور می کنم
گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنکه هست گیرند
به یاد نمی آرم
قبلن ها
◄
2012
(1)
◄
اوت
(1)
◄
2010
(195)
◄
سپتامبر
(7)
◄
اوت
(1)
◄
ژوئیهٔ
(8)
◄
ژوئن
(17)
◄
مهٔ
(14)
◄
آوریل
(19)
◄
مارس
(34)
◄
فوریهٔ
(44)
◄
ژانویهٔ
(51)
▼
2009
(83)
◄
دسامبر
(45)
▼
نوامبر
(26)
بند ِ بی فکری
انقدرا هم سخت نیس حرف زدن
احساسی ناشی از نا عدالتی ...
بی فکر
باب ِ مفاعله
بند ِ سی و سوم
یاد بود
بند ِ سی و یکم
بند ِ سی وم
تنوع
احساسات ِ ثانیه ای
اخوان ثالث
گند خورد ...
بند ِ بیست و پنجم
جالبه ها ...
کمی تا قسمتی
...
بند ِ بیست و یکم
فرامُشی
بند ِ نوزدهم
یک بیماری ِ همه گیر
آدم از غرور می لرزهاینهمه آدم؟و از تنفر دندوناشو ب...
باد
بند ِ پانزدهم
خنده بر هر درد ِ بی درمان دواست
گریه ی شیرین
◄
اکتبر
(12)
برگ های خوانده شده
حس میکردم از اینکه مرا متهم کرده کمی ناراحت است.اما باید بهش حق میدادم.چون تنها چیزی که برایش مانده بود ، زندگی بود.آدم ها بیش از هرچیزی به زندگی چسبیده اند و شنیدن این حرف وقتی بامزه میشود که به تمام ِ چیزهای قشنگی که در این دنیا هست فکر کنیم.
زندگی در پیش رو - رومن گاری
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر