یه ذوقی یهو پرید تو دلم ، با اینکه خودش عوض شده بود اما ، یاد گاری اش عوض نشده بود ، چیزی که با هیچ چیز حاضر نیستم عوضش کنم. بی رحمانه بی رحم است نا کِس.
حس میکردم از اینکه مرا متهم کرده کمی ناراحت است.اما باید بهش حق میدادم.چون تنها چیزی که برایش مانده بود ، زندگی بود.آدم ها بیش از هرچیزی به زندگی چسبیده اند و شنیدن این حرف وقتی بامزه میشود که به تمام ِ چیزهای قشنگی که در این دنیا هست فکر کنیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر