چهارشنبه، آذر ۱۸

تهوع



این بار هم چشمام و بسته بودم
هم دماغم رو گرفته بودم
هم حواسم رو پرت می کردم اونور

اما،

بر عکس ِ اون دفعه ای که می خواستم تصاویر رو ببلعم ،
- و هیچ چی در حافظه ام نماند -

همه چیز یادم موند.


هیچ نظری موجود نیست: