سه‌شنبه، دی ۸

توهمات ِ قبل از خواب - دی شب - آسمان



جلو می رود ،
و دست می کشد به ابر ها.
چیزی می گوید ،
اما ،
صدایش در باد گم می شود.

فریاد می زنم :

چه؟


لبخند می زند و می گوید :

چقدر ابر ِ سفید و خیس ، خوش بوست.

می خندم ،
و با هم سقوط می کنیم.



۲ نظر:

سحـر گفت...

هممم ...
چقدر دلپذیر بود

سحر گفت...

هممم ...
چقدر دلپذیر بود