skip to main
|
skip to sidebar
درخت
بدون شرح
سهشنبه، دی ۸
بند ِ هشتاد و دوم
و دیگر گفتیم رواست کُشته را صد بار کُشتن
با احترام ِ فراوان
ژرفــــــــ
۱ نظر:
سحر
گفت...
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست ...
۱۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۴۱
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
من
Qazal
مشاهده نمایه کامل من
مرور می کنم
گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنکه هست گیرند
به یاد نمی آرم
قبلن ها
◄
2012
(1)
◄
اوت
(1)
◄
2010
(195)
◄
سپتامبر
(7)
◄
اوت
(1)
◄
ژوئیهٔ
(8)
◄
ژوئن
(17)
◄
مهٔ
(14)
◄
آوریل
(19)
◄
مارس
(34)
◄
فوریهٔ
(44)
◄
ژانویهٔ
(51)
▼
2009
(83)
▼
دسامبر
(45)
چند شب بود که مدام قبل از خواب بهش فکر می کردم
وقتی در سراشیبی ِ روزمرگی می افتی ،
بند ِ هشتاد و دوم
بند ِ هفتاد و نهم
توهمات ِ قبل از خواب - دی شب - آسمان
تمثیل
نامرد
یاد بود
...
من او را دوست می پندارم
دیشب
بند ِ هفتاد و دو م
بند ِ هفتاد و یکم
تنوع + تهوع + خواب + تمام گیجی های دنیا
بند ِ شصت و نهم
پیام ِ اضطراری
بند ِ شصت و هفت
نهایت ِ آدم بودن
دیشب
نا کجا آباد
حقیقتی که تمام ِ دلم را گرفته بود ، مدتها
امروز
توهمات ِ قبل از خواب
بند ِ بی فکری
امروز
امروز
امروز
امروز
امروز
قدیم
بند ِ بی فکری
یاد بود
تهوع
بند ِ پنجاه وم
امروز
همه چی + احساسی ناشی از نا عدالتی ...
توهمات ِ قبل از خواب
اخوان ثالث
بند ِ بی فکری
وهم
بند ِ چهل و سوم
یاد بود
آخِــــــی...
بند ِ بی فکری
بند ِ سی و نهم
◄
نوامبر
(26)
◄
اکتبر
(12)
برگ های خوانده شده
حس میکردم از اینکه مرا متهم کرده کمی ناراحت است.اما باید بهش حق میدادم.چون تنها چیزی که برایش مانده بود ، زندگی بود.آدم ها بیش از هرچیزی به زندگی چسبیده اند و شنیدن این حرف وقتی بامزه میشود که به تمام ِ چیزهای قشنگی که در این دنیا هست فکر کنیم.
زندگی در پیش رو - رومن گاری
۱ نظر:
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست ...
ارسال یک نظر