پنجشنبه، دی ۲۴

امشب - نهایت ِ آدم بودن



ترسم جلو چشام بود
و اشک و هق هق بی اختیار می آمد پایین.

بعد از یکی دو ساعت و چند نفس عمیق ؛
دیگه خیلی ازش نمی ترسم.


هیچ نظری موجود نیست: