یکشنبه، دی ۱۳

بند ِ هشتاد و هشت



یادم رفت که دارم زل میزنم بهش ،
یادم رفت.
سرشو بلند کرد و چش غره رفت که مگه چیه !
سرمو انداختم پایین ، شرم ِ کمرنگ.


هیچ نظری موجود نیست: