شنبه، دی ۱۲

شرم به این می گن ، وای ...



بلند می گم : خفه شو کثافت ،
به خودم می گم تا بلکه خفه شم ،
نه بلکه بمیرم ،
نه بلکه تموم شم ،
بس نبود اون همه اذیت ؟
دلم می خواد یکی بزنم تو گوشم تا بیدار شم ،
نه به خدا نمی دونستم
به خدا مسخره بازی بود
خیس ه عرق شدم ،
اگه می دونستم ...

سرم درد می کنه از این همه ...( حتا کلمه ی مناسبی براش بلد نیستم ) بودن.
حالا که دوباره ...


نه...
وای...