کم کم قیافه ات داره تو ذهنم عوض می شه ،
صداتو هم باید زور بزنم تا یادم بیاد ،
فقط من موندم و یه مشت فکر که اونام نصفه نیمه یادم می آد.
پس فقط می مونه من و یه اجبار برا دوس داشتن.
یه وقتایی اما بدرد می خوره ،
وقتای تنهایی.
وقتایی که تنهایی -م-.
بدون شرح
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر