چهارشنبه، تیر ۹

تو




احساس میکنم عین یه بچه ای که هرچی براش میخرن
باز اون یکی رو میخواد که نداره
و اصن نمی چسبه به اونایی که داره
بعد که رفتن ، تموم شدن ،
باز می خوادشون.





امروز










گند بزنن این شانسو.

فقط همین و می تونم بگم.







سه‌شنبه، تیر ۸

اینروزها ی من.


بوی عجیب ِ‌تابستون ِ‌قبلی میآد.
پر از حسرت.










دریاچه
پنجره
فغان




دوشنبه، تیر ۷

آهنگ





این آهنگه که نمی دونم از کجا آوردم یه چیزه خیلی خوبی میگه
تو این مایع ها
که وقتی او ( او ِ این آقا ه) رفت چسبید به خاطره هاش
انگار که داشت میخوردشون
بعد کم کم از بین میرن و این حرفا.
جدن راسی راسی ه این جاش.
به نظرم.





Aaron - o-song




i drink your lies
with some corona



هشدار برای یک دوست ِ فقید.






حتا ،
شمردن ِ‌میزان ِ‌شباهت ها
سخت است ،
چه برسد به نام بردنشان.
تو شدی اون
تو شدی عینش
عزیزم ،
تو نمی فهمی اما داری سایه اش میشی ،
داری میشی یه شمایی از اون
در قالب خودت.
مواظب باش !
همیشه هم یه تقلید خوب بهتر از یه نوآوری ِ بد نیست.
نه همیشه .





یکشنبه، تیر ۶




چه باک از باد های توفنده؟




چهارشنبه، تیر ۲






خنده ام میگیرد ،





سه‌شنبه، تیر ۱

کابوس






خسته از بارووون ِ بی موقع
پناه برد به زیر ِ سایه ی ساختمان های بلند
شب در خواب
از دست بلندی ِ‌ساختمان ها پناه برد
به زیر ِ‌بارووون.






شنبه، خرداد ۲۹

اینروزها ی من.








برام مهم نیست
فقط میرم که آمارشون بره بالا
خب الان دیگه برام مهم نیس
حتا حوصله نگا کردن ندارم
حتا حوصله ی خودمو ندارم
و
و مخصوصن تو ،
تو!
حوصلتو ندارم.
باس یه مدت بزارمت کنار
اگه برم یه جایی دوور از اینجا عالی میشه.
حتا اگه چن روز باشه.
بش نیاز دارم.
به تو نه!
به سفر.
به آرامش.
به هوار هوار هوار ، داد زدن.
به پرواز کردن.
به جغد شدن و هوهوهو کردن.
به جغد شدن.
برام مهم نیس.
برام مهمه که تو ِ دزد و نبینم
اما برام مهم نیس که تو رو ببینم یا نبینم.
فقط کلماتن که تکرار میشن
همش عین ِ همه.
و ما برای هم وقت نداریم
و ما کمتر برای هم وقت داریم.
کمتر از همیشه.
و قبل.
خب فرزن که برام مهم نباشه
که چی؟
که من چی ام؟
همینم که هستم
یه آدمی که نیاز به مسافرت داره.
زیاد
خیلی زیاد.
همین.
و برام فقط اونقدر مهمه که آمارشو ببرم بالا.
همین.
همین.
همین.
همین.





واقعن همین.











چهارشنبه، خرداد ۲۶

سکوت





و ماند برای تنهایی هاش.




دوشنبه، خرداد ۲۴

4 نقطه







و گاهی بهانه ی دلتنگی ....







روی پله ها - در حال ِ‌کفش بستن







معمولن
حقیقت
کلیشه ای است.






شنبه، خرداد ۲۲

اونروز داشتم مینوشتم ،‌وسطش خاموش کرد ، همیناش تو دِرَفت هام مونده بود...




یه رود گنده هس که دارم بش میرسم
دارم از مرز خسته گی میگذرم
دارم به اوج ِ یو بودن
در یه دنیای مادی
پر از تلخی ه اوهام
می رسم به پروانه ها
همیشه با من میمونه این احساس ِ‌سردرد آور
من
تک
درخت
گنده ی
دلهره آور
در دنیا را
در بهار
در حال ِ‌خزان شدن
در جوی آبی دیدم
که از رود ِ کنار ِ پنجره میگذشت
و نان ِ‌تهوع آوره صبح های بیکس
مریم های زرد از زنبق دیدن
مردار های لال و کر و کور
بلی پر از حوا و حوس
در شهامت دست ها و بی قراری ِ‌انگشتانی که
از خاک بر می آیند
تا کلمه شوند بروی ذهن ِ‌تو


...




پنجشنبه، خرداد ۲۰

جمعه، خرداد ۱۴

ملاحظات







هشدار!

اثری که شما بر زندگی می گذارید ،
از آن چیزی که فکر میکنید بیشتر است.