skip to main
|
skip to sidebar
درخت
بدون شرح
یکشنبه، شهریور ۲۱
قایق های نجات که رسیدند
سرمان را زیر آب بردیم
ما غرق شدیم
ما دریا را دوست داشتیم
فرید احمدی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
من
Qazal
مشاهده نمایه کامل من
مرور می کنم
گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنکه هست گیرند
به یاد نمی آرم
قبلن ها
◄
2012
(1)
◄
اوت
(1)
▼
2010
(195)
▼
سپتامبر
(7)
بلاخره
دق ِدلي
امروز
بهتر شد
امروز
قایق های نجات که رسیدندسرمان را زیر آب بردیمما غرق...
حقیقت
◄
اوت
(1)
◄
ژوئیهٔ
(8)
◄
ژوئن
(17)
◄
مهٔ
(14)
◄
آوریل
(19)
◄
مارس
(34)
◄
فوریهٔ
(44)
◄
ژانویهٔ
(51)
◄
2009
(83)
◄
دسامبر
(45)
◄
نوامبر
(26)
◄
اکتبر
(12)
برگ های خوانده شده
حس میکردم از اینکه مرا متهم کرده کمی ناراحت است.اما باید بهش حق میدادم.چون تنها چیزی که برایش مانده بود ، زندگی بود.آدم ها بیش از هرچیزی به زندگی چسبیده اند و شنیدن این حرف وقتی بامزه میشود که به تمام ِ چیزهای قشنگی که در این دنیا هست فکر کنیم.
زندگی در پیش رو - رومن گاری
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر